زبان‌ها

این سایت برای استفاده از اطلاعات ویکیمپیا بوجود آمده است. ویکیمپیا یک طرح مشارکت جمعی با محتویات باز است که داوطلبان از سراسر دنیا در آن مشارکت می کنند. این سایت شامل اطلاعات 32865962 مکان است و همچنان در حال افزایش است. توضیحات بیشتر در مورد ویکیمپیا و راهنمای شهر.

شهرضا recent comments:

  • آکادمی زبان شکوه پویان, محمد امین (مهمان) نوشت 8 سال پیش:
    ممنون
  • آکادمی زبان شکوه پویان, محمد امین (مهمان) نوشت 8 سال پیش:
    خیلی خوب است.ممنونم
  • دبیرستان شهید یاوری, hatef (مهمان) نوشت 8 سال پیش:
    اگر می شود داقای تاکی را از معلمی بر کنار کنید با تشکر
  • دبیرستان شهید یاوری, يونس بهاري (مهمان) نوشت 8 سال پیش:
    بهترين مدرسه از نظر من هستش امسال سال نهم هستم و معدلم بالاي ١٧ ميشه اميد وارم بتونم برم داخل هنرستان ياوري در رشته ي كامپيوتر ( نرم افزار) با تشكر يونس بهاري
  • موزه ی فرهنگ و هنر شهرضا, sahar (مهمان) نوشت 8 سال پیش:
    چرا هیج ادرسی ذکرنشده از محل موزه،
  • بیمارستان امیر المومنین, سعید یوسفیان (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    سلام اینجانب سعید یوسفیان ساکن شهرضا بامدرک دیپلم متقاضی کار های خدمات و انتظامات در بیمارستان هسستم با تشکر 09330243799
  • مدرسه القرآن الكريم شهرضا, جولیا (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    عخییییی
  • بیمارستان امیر المومنین, ساناز عموهادی شهرضا (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    باسلام وعرض ادب بنده ساناز عموهادی شهرضا دانشجوی ترم اخر ارشد رشته حقوق خصوصی متقاضی کار در بیمارستان هستم.باتشکر 09132204772
  • محله خمینی اباد شهرضا, شاهرخ (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    محله ترک نشین شهرضا که ازایل قشقایی و طایفه ی دره شوری میباشند.
  • مدرسه راهنمایی غیر انتفاعی سما, علی کفاش (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    بسیار مدرسه خوبی است
  • مدرسه القرآن الكريم شهرضا, مفلوک (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    اسطوره سازی نکنید من که گلزاری رو نمی بخشم بدبختم کرد من از همین مکان بد بختیام شروع شد
  • بیمارستان امیر المومنین, مهرداد (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    با سلام اینجانب مهرداد روشن مهر ساکن شهرضا لیسانس تاسیسات مکانیکی و اشنایی کامل با تمام برنامه های مکانیک و متقاضی استخدام در واحد تاسیسات بیمارستان می باشم.9308228531
  • مدرسه القرآن الكريم شهرضا, شهرضانیوز (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    هر ساله با ورود به ماه مبارک رمضان شاهد تکاپوی مردم به ویژه قشر جوان برای نزدیکی به قرآن و انس با این کتاب آسمانی هستیم بنابراین لزوم توجه به ادای صحیح قرآن و قرائت آن دیده می شود. یکی از مؤسسات فعال در این زمینه مدرسه القرآن الکریم شهرضا است. این موسسه از سال ۱۳۶۲ از حسینیه سادات شهرضا شروع به کار کرده و از برگزاری یک کلاس قرآن کوچک در آن زمان، به موسسه‌ای فعال در همه زمینه‌های قرآنی و علمی در سطح شهر تبدیل شده است. مسئول این موسسه سید محمدرضا گلزاری فرزند مرحوم سید محمدمهدی گلزاری است. وی دوران ابتدایی و راهنمایی خود را در مدرسه مشعل دانش گذراند، پدرش به خاطر عرق مذهبی مانع از تحصیل او در دبیرستان شد، چرا که معتقد بود رفتن به دبیرستان منجر به رفتن به خارج از کشور و سستی اعتقاد می‌شود. وی سپس در بازار در مغازه پدری مشغول کار می شود و در کنار آن درس‌های حوزوی را شروع می کند، چند سالی در شهرضا و اصفهان به تحصیل دروس حوزوی می پردازد. مدرسه القرآن نامی آشنا برای قرآن پژوهان و قرآن دوستان شهرستان است. در ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن به سراغ مسئول مدرسه القرآن، سید محمدرضا گلزاری رفته ایم که از کم و کیف فعالیت‌های قرآنی این موسسه آگاه شویم. ضمن تشکر از ایشان که وقت خود را در اختیار خبرنگار شهرضانیوز، قرار دادند در ذیل گفت‌وگوی ایشان از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد. آقای گلزاری به عنوان اولین سئوال از علاقه خودتان به قرآن بفرمایید و چه شد که در این مسیر قرار گرفتید؟ بنده از زمان بچگی علاقه ویژه‌ای به قرآن داشتم و علاقه‌مند بودم همراه موذنینی که صدایشان را از مساجد می‌شنیدم و همچنین قرآنی که قبل از اذان خوانده می شود قرآن بخوانم و اذان بگویم. در دوران ابتدایی در مدرسه وسایل مناسبی برای یادگیری قرآن نبود و درست یاد نگرفتم، وقتی وارد دوران راهنمایی شدم، مرحوم پدرم گفت می توانی قرآن بخوانی؟ گفتم بله، گفت بخوان، کمی که خواندم گفتند نه هیچ چیز یاد نگرفته‌ای باید خودم به تو قرآن بیاموزم و ایشان به اصرار هرشب من را به خواندن سوره مبارکه یس ترغیب کردند و این کار را با استمرار پیگیری می کرد و حتی اگر به مهمانی هم می رفتیم باید قرآن می خواندم. شاید در جمع خواندن سخت بود اما چون می خواستند پشتکارم قطع نشود پدرم بر آن تاکید داشت و من برکت سوره یس را احساس می کردم. بعد از چند وقت که سوره یس را خواندم و با این وجود اینکه پدرم مهارت زیادی در قرآن خواندن نداشت، اما به دلیل علاقه به من کمک کردند و من توانستم بعد از مدتی هر جای قرآن را که باز می‌کردم بخوانم و این خود موجب علاقه بیشتر من شد و شروع کردم به گوش دادن صوت اساتیدی که از رادیو پخش می شد. در منزل فقط به وسیله رادیو می توانستم قرآن گوش کنم بعد از مدتی یک ضبط صوت توسط مرحوم پدرم خریداری شد و شروع به گوش کردن کاست‌های اساتید به ویژه استاد عبدالباسط کردم. در همان ایامی که آن نوارها را گوش می کردم خواب عجیبی دیدم که بعدها تعبیرش مشخص شد، می دیدم که در همان اتاقی که نوارها را گوش می دهم نشسته ام و خیلی بهتر از بیداری قرآن می خوانم؛ بعد از آن بدون این که متوجه شوم یک نفر یک میکروفون جلوی من قرار داد، وقتی در میکروفون شروع به خواندن کردم، دیدم که صدایم آرام آرام به پشت بام منزل کشیده شد و ابتدا فقط همسایه ها آن را می شنیدند اما رفته رفته گسترش پیدا کرد و بدون این که در آن دخیل باشم و متوجه باشم می دیدم که صدایم در کل شهر شنیده می شود و شایدم احساس کردم به خارج شهر هم کشیده شد، بعدها که کارهای قرآنی را شروع کردم فهمیدم تعبیر این میکروفون شاگردان قرآنی بودند که در گوشه و کنار شهر و بعضا خارج از شهر کار قرآنی می کنند و این مسئله علاقه ام را به قرآن زیادتر کرد. نخستین باری که در جمع قرآن را خواندید به یاد دارید؟ بله، در سال ۱۳۶۲ در ماه رمضان برای اولین بار بیرون از منزل در یک جمع قرآن خواندم، صبح‌ها به حسینیه سادات می رفتم و با وجود این که آن ایام خجالتی بودم، خود را اجبار به قرآن خواندن در جمع می کردم روزهای اول با سختی زیاد می خواندم ولی تا آخر ماه مبارک رمضان قضیه کاملا فرق کرد و کسانی که در جلسه بودند احساس کردند که بنده در قرآن خوانی بسیار توان‌مندم و پیشنهاد کردند که شما بعد از این غلط‌های قرآنی افرادی که می‌خوانند را بگیر، برای من سخت بود چون آنهایی که اطراف من بودند همه مُسن بودند، اما به دلیل خواهش آنها و نیز علاقه خودم قبول کردم. بعد از ماه مبارک رمضان پیشنهاد ادامه کلاس داده شد، قبل از آن کلاس قرآن به این شکل نبود. اول به عنوان شاگرد قرآنی و سپس به عنوان مربی قرآنی این کار ادامه دادم، معمولا کلاس‌های آن ایام سنتی بود و بیشتر پیرمردها شرکت می کردند ولی بعد از حضور بنده قضیه کاملا بعکس شد و بچه های کم سن آرام آرام جمع شدند و تعدادشان هم کم کم زیاد شد. شروع کار مدرسه القرآن از کجا بود؟ اگر ابتدای کار مدرسه القرآن را بخواهیم، همان جلسه است، چند سالی آن جا بودیم تا این که اتاقی به ما دادند و و اسم اولیه آن را دارالتعلیم و حفظ القرآن الکریم گذاشتیم یک سری امکانات اولیه داشتیم. در آن سال‌ها مرحوم حاج آقا مهدی حجازی بسیار به ما کمک کردند و امکانات مادی در اختیار ما گذاشتند ایشان می گفت که در اهواز جلسه ای دیدم زیبا بود و آن این بود که پارچه های چهار گوش سبز رنگ می گذاشتند و به جای رحل از میز استفاده می کردند و خودشان هم به رسم آن جلسه، مبلغ میز و پارچه را به ما دادند خودشان هم بزرگواری کردند و کنار ما می نشستند، این تشویق بسیار خوبی برای ما بود که بزرگترین مجتهد شهر در کنار ما که بچه سال هایی بودیم حضور پیدا می کردند و حتی تاکید می کردند غلط‌های من را بگیر و گاهی خودشان به عمد غلط می خواندند تا ما شخصیت پیدا کنیم. آقای گلزاری بفرمایید چه شد که مدرسه دارالقرآن را تأسیس کردید؟ چندسالی در حسینیه سادات بودیم و کم کم بچه های علاقه‌مند به قرآن زیاد شدند و موجب شد عرصه برای نمازگزاران تنگ شود بنابراین مجبور شدیم به مسجد باب محمود منتقل شویم، چندی هم با وجود امکانات بسیار و کمبود مکان آنجا بودیم سپس به مسجد نو منتقل شدیم. در آنجا مشکلات‌مان بیش از پیش شد، ما مخالفت هایی داشتیم چون متولیان مسجد انتظار داشتند ما با روش خودشان کار را پیش ببریم. اما در مورد مکان فعلی مدرسه القرآن حتی قبل از آن که به مسجد نو بیاییم اعضا پیشنهاد دادند که شما به خیران بگویید که مکانی به نام دارالقرآن احداث کنند و این شد که جلسه ای با خیران گذاشتیم و بعد از آن جلسه آقای حاج حبیب الله سامع زمین فعلی را به مدرسه القرآن اهدا کردند و حتی خانه کناری آن را نیز به همین منظور خریدند و در سال ۱۳۷۹ آنجا کلنگ زنی شد و با بودجه های کمی که داشتیم کم کم ساخته شد. در حال حاضر مدرسه القرآن در چه حوزه هایی فعالیت دارد و چه تعداد قرآن پژوه فعال دارد؟ حوزه فعالیت مدرسه القرآن می توان به فعالیت های تابستانه و فعالیت های ایام تحصیلی تقسیم بندی کرد. در فعالیت های تابستانه بچه ها از مقطع مهد تا مقطع دبیرستان جذب می شوند و کلاس های مختلفی برای آنها برگزار می شود که روزهای زوج خواهران هستند و روزهای فرد برادران. در مورد تعداد هم در حال حاضر نمی توانم آمار دقیق دهم اما امسال بالغ بر هزار نفر ثبت نام داشته ایم و با این وجود که ظرفیت ما تکمیل است باز هم تقاضا وجود دارد. در ایام تحصیل، سه گروه محصل داریم، اولین گروه، محصلان دوره تربیت مربی هستند که بیشتر هم خواهران هستند، روال کار به این صورت است که ثبت نام می کنند و باید چهار ترم درس بخوانند، درس ها شامل مباحث تجویدی، ادبیات عرب، تفسیر موضوعی و ترتیبی، نهج البلاغه، مهدویت، آیین زندگی، روان شناسی است و محصول آن هم تربیت مربیانی است که در مکان های مختلف از جمله مدرسه القرآن فعالیت می کنند. فعالیت بعدی در ایام تحصیلی مدارس ابتدایی است که از شش سال قبل مقطع پسرانه آن تاسیس شده است، این مدرسه دو شعبه دارد، یکی از شعب خود مدرسه القرآن است، که بچه های سوم تا ششم هستند و دیگری مدرسه امام هادی در خیابان حافظ غربی است که بچه های اول تا سوم تحصیل می کنند. امسال مدرسه دخترانه به نام مدرسه تبیان تاسیس شده است، مکان آن واقع در مدرسه امام حسن مجتبی در کوچه مجاور مدرسه القرآن است. اگر خدا کمک کند بچه ها بعد از این که پایه ششم را گذراندند و اگر مکانش فراهم بشود، دبیرستان هم تاسیس شود به مقطع دبیرستان فرستاده می‌شوند. فعالیت سوم فعالیت پیش دبستانی است که از همه گسترده تر است و در سال گذشته بیشترین تعداد محصل را در این مقطع داشته ایم البته پنج شعبه هم داخل شهر و هم خارج شهر. آیا برای جذب بیشتر قرآن پژوهان برنامه خاصی دارید؟ طرح و برنامه‌هایی برای جذب قرآن پژوهان در نظر است، یکی از این برنامه‌ها این است که بچه ها بتوانند به مقطع دبیرستان ورود پیدا کنند و دیگر هم جذب بچه های دبیرستانی در کلاس‌های تابستان هست چون نسبت به جمعیتی که داریم بچه های دبیرستانی کمتر هستند و علاقه مندیم آنها هم به خاطر موقعیت خاص سنی‌شان و هم نیازشان به مباحث معنوی بیشتر جذب کنیم. آیا مدرک گروه تربیت مربی از سوی نهادهای دولتی تائیده هم دارد یا صرفا یک مدرک داخلی است؟ این مدرک داخلی است و به هیچ سازمان و مرجع دولتی وابسته نیست، اما اگر پیگیری کنیم امکان دارد که مدرک را رسمی کرد اما برخی که راهنمای ما بودند معتقدند اگر مدرسه القرآن تبدیل به یک دانشگاه خصوصی شود، مدرک آن رسمی می‌شود، اعتقاد داریم در آن زمان شرکت کنندگان دیگر به منظور کارهای معنوی شرکت نخواهند کرد، بلکه هدف مدرک گرایی می شود و شاید بحث معنوی آن از بین برود، اگر روزی نیاز دیدیم آن را هم پیگیری می کنیم. علاوه بر فعالیت هایی که ذکر کردید ما شاهد این بوده ایم شما سال‌ها پس از نماز مغرب و عشا کلاس قرآنی برگزار می کنید ، در حال حاضر آن کلاس ها در چه وضعیتی قرار دارند؟ آن کلاس‌ها بحمدالله ادامه دارد، اما به خاطر کسالت بنده و این که در دو سه ماه اخیر احساس کردم که دیگر توان آن را ندارم که بعد از نماز عشاء این جا بمانم زمانش را به قبل از اذان مغرب انتقال داده‌ایم، یعنی قبل از اذان کلاس برگزار می شود و بچه ها بعد از کلاس کمی بازی می کند و نماز می خوانند و می روند، اما برخی از جوان‌ها و مسن ترها دیگر نمی توانند در کلاس ها شرکت کنند و به بنده هم گله می کنند ولی من واقعا دیگر نمی توانم و برایم سخت است. بودجه مدرسه القرآن از کجا تامین می شود؟ آیا سازمان ها و موسسات دولتی و غیردولتی نیز در تامین بودجه سهیمند یا خیر؟ هیچ کمکی از جانب مراکز دولتی به این موسسه نمی شود تنها همکاری آموزش و پرورش در مورد مدیر مدارس ابتدایی بوده است که طبق قانون باید ۲۵ درصد از نیروی مدارس غیردولتی توسط دولت تامین بشود البته که این شامل همه ۲۵ درصد نیرو نمی شود. هیچ بودجه ای نه اوقافی و نه دولتی اینجا وجود ندارد و از کمک های خیران است و بخشی هم شهریه محصلان است . آیا مسائل و مشکلاتی پیش روی مدرسه القران وجود دارد؟ همیشه مدرسه القرآن با مشکل روبرو بوده است و هر مقطع زمانی یک مشکل اما تا الان خدا کمک کرده است که زمین نخورده ایم، در حال حاضر هم با توجه به گسترش کار مشکلات‌مان هم گسترده شده است، اما از خدا می‌خواهیم و از رحمت او هم نا امید نیستیم. کارهایی انجام داده ایم تا جلوی مشکلاتی که احتمالی هست گرفته شود اما بالاخره گاهی اوقات اختلاف سلیقه‌هایی که پیش می‌آید موجب سختی ها می‌شود، گاهی بی خردی پیش می آید، گاهی هجوم زیاد محصل و ازدحام موجب بروز مشکلاتی می شود. مشکلات دیگری هم داریم از جمله کمبود حیاط مدرسه است که امیدواریم به لطف خدا این مشکل هم مرتفع شود . از نظر معنوی هم مشکل وجود دارد و ما انتظار بیشتری برای ترقی معنوی داریم، چه آنهایی که نیروی اینجا هستند و کار می کنند و چه محصلانی که خروجی هستند، گاهی محصلان خیلی خوبی داریم و دلمان به همین ها خوش است و گاهی هم می بیبیم نتیجه زحمات‌مان آن طور که می خواهیم نیست . ما در تبلیغ انبیا خدا هم می‌بینیم که بعد از این که تبلیغات و زحمات زیادی که کشیده‌اند تعداد کمی جذب شده‌اند، شاید مدرسه القرآن هم چون در ادامه راه و مسیر آن هاست این طور است. همان طور که می دانیم ، میان تاسیس بخش خواهران و برادران یک فاصله زمانی وجود دارد ، آیا این به دلیل نبود نیروی مناسب بوده یا دلایل دیگری دارد؟ شروع کار و پایه ریزی اولیه برادران بوده اند و قرار نبود خواهران در اینجا حضور داشته باشند، آنجایی که ما فعالیت می کردیم سال های سال هیچ امکانی برای حضور خوهران نبود، بعدها پیشنهاد شد که شما از نصف جمعیت شهر یعنی خواهران غافل هستید و این پیشنهاد اصلی هم توسط حاج ابراهیم یوسفیان داده شد، به این دلیل که ایشان خودشان آموزش پرورشی و با هر دو گروه فعالیت می کردند و آرام آرام یک بخشی از کار مدرسه القرآن به خواهران اختصاص پیدا کرد و در حال حاضر نصف از ایام هفته به خواهران اختصاص دارد. در بخش مهد و پیش دبستانی هم همین منوال است اما باز مدارس ابتدایی با فاصله پنج سال از هم تاسیس شده است. در زمینه کار تابستان هم بخش برادران یقینا از امکانات بهتری برخوردارند و همه نوع بازی، امثال تفریح، مسابقه ها ، شنا و همه چیز برایشان گذاشته می شود اما بخش خواهران در حد امکانات ساده است و بر خلاف همه جا جمعیت پسران در این موسسه بیشتر است. شما در طی فعالیت های قرآنی خود و موسسه تان فقط اهداف کوتاه مدت را تعیین کرده اید یا اهداف بلند مدت هم دارید؟ با توجه به توضیحاتی که از مدرسه القرآن شد، اهداف بلند مدت هم داریم، نمونه آن خریداری زمین در منطقه سروستان است، مساحت این زمین از همه مجموعه های فعلی بیشتر است، اما هنوز بدهکاری های آن باقی است و در زمینه ساخت و ساز کاری نکرده ایم، اما اگر خدا بخواهد به صورت، یک مجتمع ساخته می‌شود، بدیهی است اگر مجتمعی ساخته شد، اهداف بلند مدتی هم در نظر گرفته می شود و با توجه به جمعیت بسیاری که در آن منطقه ساکن هستند، افراد زیادی جذب آن جا می‌شوند و حتی پیش بینی می کنیم عده ای هم از اینجا به سروستان بروند. آیا برای ساخت و ساز این مجموعه اقدامی انجام شده است؟ اگر امکان دارد توضیح دهید. با خیران رایزنی شده امام هنوز کمکی صورت نگرفته است، از خیران قبلی برای خریداری زمین منطقه سروستان اجازه گرفتیم، زمین‌هایی که در جای دیگر هدیه کرده اند فروخته ایم، از جمله مرحوم حاج ولی الله شبانی بودند که زمینی در خیابان شورا اهدا کردند، ابتدا گفتند باید همین زمین ساخته شود ولی بعد اجازه دادند که مبلغ زمین برای خریداری زمین سروستان استفاده شود و منتظریم با کمک خیران و با بودجه های کمی که داریم شروع به ساخت مجتمع کنیم. این مجتمع بودجه زیادی می‌خواهد ولی تجربه ساخت مدرسه القرآن نشان داده که می شود، باور ما به آیه «من حیث لایحتسب»است که حتی از آن سر دنیا کسی که در اروپا زندگی می کند، مانند دکتر مصنع را خدا برای ما رساند که این جا تکمیل بشود، شاید خدا کسی را برای ما در نظر دارد تا آن جا هم تکمیل بشود. بارها از گوشه و کنار در مورد نحوه تولد شما ماجراهای آن را شنیده ایم ، اگر امکان دارد برای ما و خوانندگان آن را بیان کنید. به حضور شما عرض کنم مرحوم پدر این حقیر عیالی اختیار می کنند که بچه‌دار نمی شدند، سال ها بعد مرحوم ابوی بنده به مشهد مقدس مشرف می شوند و در آنجا در مسافرخانه در حال استراحت بوده اند که در عالم خواب و بیداری می بینند که یک نفر پتویی رویشان می کشد، گمان می کنند سرایدار آن مسافرخانه هست، می گویند: آقای کاویانی دیگر نیاور کم کم دارد گرم‌مان می‌شود و آن شخص می گوید این پتو نه از آن پتوهای معمولی است و از آستان قدس علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است. به کسی که معبر خواب بوده است مراجعه می کنند و ایشان بشارت می دهند که پدر ما تجدیدفراش می کنند و صاحب فرزند می شوند. بعدها پدر ما با مادر این حقیر ازدواج می کنند و صاحب اولاد می شوند که اولین اولاد بنده هستم .پدر ما به دلیل علاقه ای که داشتند و چون ما خوشبختانه از سادات هستیم نام من را محمد انتخاب می‌کنند و بخاطر این که اعتقاد داشتند از عنایت امام رضا بوده ایم رضا و اسم بنده محمدرضا می شود. به هرحال بنده هم از کوچکی خواب هایی که می دیدم برایم بسیار جالب بود و عذرخواهی می کنم از این که تعریف کنم اما مشخص بود که سرنوشتم مرتبط با قرآن است و برای ما نوشته شده است و الحمدالله بدون این که خودم هم دخالت کنم و تصمیم گیر اصلی باشم، مسیر زندگیم این بوده است و اگر کم کاری کرده ام خدا ببخشد و اگر کاری هم شده است خدا را شکر می کنم. فعالیت های قرآنی در زندگی شخصی شما تاثیری داشته است؟ آیا همه تاثیرات مثبت بوده است؟ قطعا هم برکات معنوی و هم مادی شامل حال بنده شده است، یک از برکاتش این است که خدا یکی از بندگان خوبش به نام آقاکمال را برای ما فرستاد که ایشان سال ها در مغازه ما مشغول زحمت کشی هستند، چون راه درآمدی بنده همین مغازه است و الحمدالله از مدرسه القرآن درآمدی شامل بنده نمی شود، برکات دیگر مادی هم در زندگی ام وجود داشته است، اما اینکه وقت زیادی را صرف این جا کرده ام، موجب ناراحتی خانواده شده است و نرسیدن به وضعیت زندگی و بچه‌ها و سختی هایی در زندگی به وجود آمده است، که هم از خدا عذر می خواهم و هم از کسانی که مورد ظلم واقع شده اند. آیا در طول فعالیت خود از عنایت ها و امدادی نیز برخوردار گشته اید؟ لطف خدا همیشه شامل من شده است، زیارت هایی که نصیبم شده، خیلی کم سن و سال بوده ام که حج واجب قسمتم شد و از دو نفر اولیه ای که از شهرضا به کربلا رفتند بوده ام و نیز سفر عمره ای سال گذشته نصیبم شد که علاقه مندم خداوند دوباره نصیبم کند و همه اینها را برکت قرآن می دانم . عنایت دیگری که به من شده است فرزندانی هستند که از بعد معنوی و اعتقادی خوب هستند و خدا را شکر می کنم که در مسیر بد واقع نشده اند . در مورد مدرسه القرآن یکی از عنایاتی که در آن هست و خیلی ها به آن معتقدند این است که یک آرامش خاص معنوی در آن حاکم است، خودم چون دائما در این جا هستیم متوجه نمی شوم ولی بسیار دیده ام کسانی که کمتر می آیند می گویند اینجا یک آرامش خاصی دارد، حتی برخی از معلمانی که اینجا تدریس کرده اند می گویند وقتی از مقابل این مکان عبور می کنند وقتی نگاه به ساختمان می کنند مانند یک مکان زیارتی همان طور که در آن جا آدم می ایستد و سلام و ادب می کند این جا هم همین طور و این مسئله که اعتماد مردم به این موسسه زیاد است یک عنایت است، یکی دیگر اینکه سال های سال است با این حجم زیاد رفت و آمد بچه ها خدا را شکر اتفاق خاصی نیفتاده است، این هم از عنایات الهی است و خواب ها و اتفاقاتی که می افتد و ما خبر نداریم و در، درک معنا ضعیف هستیم. جالب ترین خاطره ای که از سال ها فعالیت خود دارید ، چیست؟ خاطره بسیار زیاد است، هم خاطره خوب هم خاطره بد، از جمله چندین سال پیش یکی از کارهای ما این بود که روزهای جمعه در مدارس کلاس‌های قرآنی برگزار می کردیم ، تعدادی پسر بچه ی ۷-۸ ساله حضور داشتند، یکی از آنها پرسید ببخشید ما از کی مربی می شویم که یادم هست آقای یوسفیان با یک لحن بسیار زیبایی گفتند:« ایشاالله شما هم مربی می شوید» معلوم است که یک پسربچه ی ۷-۸ ساله نمی تواند معلم قرآن بشود اما آن پسر بچه الان معلم شده است و آرزوی ایشان برآورده شد و همه به برکت قرآن بود وی بخشی از قران را حفظ بود و همین موجب پذیرش ایشان در آموزش و پروش و امتیاز شان نسبت به بقیه شد. یک خاطره دیگر که الان یادم آمد در آن سال های اولیه در جلسه ما یک پیرمردی شرکت می کرد به اسم آقای مومنیان که الان از دنیا رفته ، او بسیار با علاقه می آمد اگرچه هیچ سوادی نداشت و خیلی هم گوش های سنگینی داشت و می نشست کنار بنده و من باید یه آیه ای را کلمه به کلمه بگویم و چندین بار تکرار کنم که او متوجه بشود. شخص دیگری که در آن جلسه شرکت می کرد یک استاد بنایی بود که او هم سواد زیادی نداشت اما بهتر از او بود، یک شب پیش خودش فکر کرده بود که آیا این قرآن خواندن من برای آقای مومنیان دیگر فایده ای دارد؟ این فکر را می کند و می رود شب می خوابد، خواب می بیند که وارد صحن حسینیه سادات می شود و از آن گوشه ای که محل تدریس قرآن بود یک صدای قرآن خواندن بسیار دلنشینی می آید وقتی جلو می رود می بیند همین آقای مومنیان است و این قرائت فضا را معطر کرده است، او می فهمد که قرآن خواندن به این نیست که حتما سریع و روان بخوانند بلکه به عقیده و اعتقاد است، بنده هم به سهم خودم اعتقاد دارم چون به این پیرمردها کمک می کردم موجب شد که بتوانم به این شکل الان درس بدهم و معلم قرآن بشوم. در آخر چه توصیه هایی به قرآن پژوهان و کسانی که می خواهند راه شما را انتخاب کنند دارید؟ از خودم توصیه ای نمی توانم بکنم ولی ، قرآن می فرماید«اتّقوالله و یعلمکم الله» تقوای خدا داشته باشید و خداوند به شما تعلیم خواهد داد. اگر ما این مقدمه را داشته باشیم و خدا ترس شدیم به همان نسبت هم مورد تعلیم الهی واقع می شویم و آن تعلیم به تعلیم علوم ظاهری کاری ندارد و همه می توانند این کار را بکنند اما آن چه در این مسیر به درد می خورد آن تعلیم الهی است که خداوند در سوره بقره فرمود.
  • بیمارستان امیر المومنین, رضایی (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    سلام . من خانم رضایی ساکن شهرضا . لیسانس کامپیوتر . مسلط کامل به نرم افزارهای افیس و آی سی دی ال هستم. توانایی کارهای اداری و امور حسابداری و کامپیوتری را دارم و علاقه مند به کار در این بیمارستان میباشم. 09135598652
  • دبیرستان پسرانه علوم و معارف اسلامی صدرا, ملک ثابت یزد (نمونه دولتی (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    عجب اسلامی ای
  • بیمارستان امیر المومنین, سعید (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    سلام من با مدرک لیسانس حقوق متقاضی استخدام در بیمارستان هستم 9138251048
  • بیمارستان امیر المومنین, سیده فاطمه بنی هاشمی (مهمان) نوشت 12 سال پیش:
    با سلام اینجانب سیده فاطمه بنی هاشمی لیسانس پرستاری وبا 19ماه سابقه کار دربیمارستان متقاضی کار در بیمارستان میباشم باتشکر
  • بیمارستان امیر المومنین, مريم پارسايي (مهمان) نوشت 12 سال پیش:
    با سلام اینجانب مريم پارسايي کارشناس روانشناسي ، آشنا به کامپیوتر و اینترنت و ساکن شهرضا متقاضی کار در این بیمارستان هستم.در صورت نياز به ايميل من پيام دهيد باتشکر
  • بیمارستان امیر المومنین, مريم علي عابدي (مهمان) نوشت 12 سال پیش:
    با سلام اینجانب مريم علي عابدي کارشناس ارشد مترجمي زبان انگليسي ، آشنا به کامپیوتر و اینترنت و داشتن مدرک مقدماتی و آی سی دی ال پیشرفته جویای کارو ساکن شهرضا متقاضی کار در این بیمارستان هستم.در صورت نياز به ايميل من پيام دهيد باتشکر
  • شركت سهامي بيمه كارآفرين كد 1377، شعبه شهرضا, mojtaba sahba (مهمان) نوشت 12 سال پیش:
    آقای ایمان رضی پس از انحلال بیمه کارآفرین توسط شرکت سهامی بیمه ایران بعنوان نماینده درجه 1 پذیرفته شد.